تبليغاتX
اردیبهشت
اردیبهشت
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما / بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
اینجا نماندنیست
مجال نمی دهد ایستادن را ، چرخهای ارابه خدایان که بر گرده می کشیم.
|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 17:34 |

آینه در جواب من باز سکوت می کند...

 

 این شفق است یا فلق ؟ مغرب و مشرقم بگو
 من به کجا رسیده ام ؟ جان دقایقم بگو
آینه در جواب من باز سکوت می کند
 باز مرا چه می شود ؟ ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام طعنه ی ناشنیده را
 در همه حال خوب من با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزلهای مرا
شاعر مرده ام بخوان گور علایقم بگو
با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
یا به زوال می روم یا به کمال می رسم
یکسره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو

(محمد علی بهمنی)

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 17:46 |